گفتمان زاگرس: مهدیه ملک شیخی- وقتی افراد به استاندارد زندگی خود فکر میکنند، اولین چیزی که به ذهنشان میرسد، مقدار پولی است که کسب میکنند. شاید انگشت شمار باشند کسانی که هنوز اعتقاد دارند پول، چرک کف دست است! به قول اندیشمندی؛ «پول شاید خوشبختی نیاورد، اما نبود آن یکی ازعوامل مهم بدبختی است.»
نوروز و جشن های آن بهترین فرصت و بهانه است تا به مقوله شادی و اهمیت آن در زندگی روزمره هموطنانمان بپردازیم.
یکی از جالب ترین تغییرات در علم اقتصاد، معرفی ایدهای به نام شادی بوده است. در گذشته بسیاری از اقتصاددانان برای اندازه گیری رفاه فردی بیشترین توجه خود را بر ثروت، دارایی، و یا کل پول موجود در دست فرد معطوف می کردند. اما امروزه، مفهومی به نام شادی در مقایسه با مفاهیم رفاه مادی، جایگاه مناسبی در تحلیل های رفاهی بین اقتصاددانان پیدا کرده است.
شادی برای انسانهای مضطرب امروز که در غصه نداشتهها، کمبودها و فرصتهای از دست رفته به سر میبرند و خود را در میان انواع آلودگیهای زیست محیطی، بیماریهای شایع و چالشهای مرتبط با وضعیت اقتصادی میبینند یک نیاز و ضرورت است. انسان محق به شاد زیستن است.
جالب است بدانید روز جهانی شادی یک رویداد جهانی است و سالانه ۲۰ مارس(اول فروردین) سازمان ملل متحد ترتیبی اتخاذ می کند تا یادآور شود شاد بودن یک حق انسانی است و ارزش تجلیل دارد.
افلاطون نیز اعتقاد داشت “عدالت اجتماعی و شادکامی اصل اساسی تشکیلات اجتماعی است. در واقع عدالت در خدمت شادکامی است. او معتقد بود بنای دولت شهر، تاکید بر شادکامی کل جامعه است.”
همچنین نزد ارسطو “سیاست چیزی جز علم شادکامی نیست. از نظر او بهترین شکل حکومت آن است که هر کس بتواند به بهترین شکلی که میتواند عمل کند و زندگی وی قرین شادکامی باشد. ارسطو به صراحت میگوید: این قانونگذار است که باید شادی کل جامعه را تضمین کند.”
همچنین از شادمانی به عنوان یکی از ۶ هیجان اساسی انسان در کنار خشم، ترس، تنفر، تعجب و ناراحتی یاد می کنند.
ازآنجا که شادی یکی از هیجانات ۶ گانه اساسی بشر است، لذا هر کس به فراخور خود، آن را تجربه می کند. اما تعریف شادی به سادگی تجربه کردن آن نیست.
شادی به این موضوع اشاره می کند که افراد چقدر زندگی خود را دوست دارند.
اصل ۱۵۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به سعادت انسان اشاره کرده است، مفهومی که اگر امروزه از بسیاری از مردم پرسش شود، سعادت چیست و سعادت خود را در چه میدانند، بدون شک در ابتدا تامین نیازهای اولیه و اساسی را مطرح میکنند؛ امری که پیش نیاز تحقق حق بر شادی است و در مرتبه دوم به تامین نیازهای عاطفی و حق تعلق و آزادی خود در انتخاب راه و شیوه زندگی اشاره خواهند کرد.
شادی به مثابه یک حق و خواست جمعی است و میتوان از آن به عنوان یک مطالبه عمومی سخن گفت؛ بنابراین ضروری به نظر می رسد از دولت که نقش سیاست گذاری کلی، هدایت و رهبری منابع را دارد، تحقق زمینههای حق بر شادی و شاد زیستن شهروندان را خواست.
ایران کشوری شاد است؟
گزارش جهانی شادی که سالانه شبکه راه حل های توسعه پایدار سازمان ملل متحد منتشر می کند؛ بر اساس شاخص های اجتماعی و اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی، حمایت اجتماعی، امید به زندگی سالم، آزادی، سخاوت و فساد به ارزیابی سطح شادی در کشورهای مختلف می پردازد.
در گزارش ۲۰۲۴ و از میان ۱۴۳ کشور مورد بررسی در نظرسنجی شادی، ایران رتبه ۱۰۰ را به دست آورده است!
چنانچه نگاهی به جایگاه کشورهای اطراف مان بیندازیم، بیشترمتوجه حال نامساعد ایران خواهیم شد. چرا که کشورهایی همچون عراق، بحرین، اردن، قطر، امارات و … به مراتب مردمان شادتری دارند.
همچنین کشورهای توسعه یافته جهان مانند فنلاند، دانمارک، ایسلند، هلند و نروژ نیزدر صدر جدول قرار گرفته اند. این کشورها به دلیل ترکیبی از عواملی مانند رفاه اجتماعی، سطح بالای درآمد، برابری اجتماعی، سلامت روانی و جسمی بالا، و آزادیهای فردی و … در بالاترین رتبههای شادکامی جهانی قرار دارند.
عوامل متعددی شادی افراد جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد. این عوامل می تواند اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و … باشد.
تورم بالا و بی ثبات، موجب اختلال در قیمت گذاری ها و برهم خوردن توزیع درآمد در جامعه می شود. افزایش قیمتها، موجب کاهش درآمد حقیقی مردم شده و لذا افراد مجبور خواهند شد که هزینه های سلامت، بهداشت، آموزش، فراغت و … را در بودجه خانوار کاهش دهند و یا حذف کنند. تورم برای مردم ناخوشایند است و شادی مردم را کاهش می دهد. پس مردم از تورم می ترسند.
از سوی دیگر بیکاری نیز دلیل ناشادکامی و نارضایتی میباشد. یک کارشناس اقتصادی یکی از بزرگترین دلایل برای شاد نبودن در دنیای مدرن را بیکاری و تـرس از نداشـتن شـغل می داند. البته نه تنها به این دلیل که آدمهای بدون شغل پول کمتری دارند تا خرج کنند، بلکه کیفیت زندگی آدم بیکار به شدت نزول می کند، چون شخص احساس می کند از میان جمع رانده شده و عزت نفس او از بین می رود.
پرواضح است؛ ضعف سیاست های کلان اقتصادی و اعمال سیاست های مقطعی برای حل مسائل روزمره و در نتیجه ایجاد ساختار بیمار اقتصادی می تواند شرایط نامطمئن برای تصمیم گیری ایجاد کند. لذا آثار مخربی بر اقتصاد و فعالیت های اقتصادی و در نهایت بر رفاه و شادی جامعه دارد.
بسیاری اوقات مفاهیمی چون شادی، خوش بختی، رضایت از زندگی به عنوان مترادف به کاربرده می شود. چراکه به نظر می رسد احساس شادی از یک سو انسان ها را برای زندگی بهتر و بازدهی بیشتر آماده می کند و از سوی دیگر به دلیل ویژگی مسری بودن آن، پیوند فرد را با محیط اجتماعی گسترده می کند. مادامی که شهروندان احساس شادی کنند، همواره در خدمت به شهر و افراد جامعه اهتمام بیشتری می ورزند.
تمام کشورهای جهان به منظور بهبود اوضاع ساکنانش تلاش می کنند. به گفته اندیشمندی؛ ثروتمندترین کشور، کشوری است که بیشترین افراد شاداب را در خود جای داده است.
مصداق بارز آن هم یکی از کشورهای همسایه دیواربه دیوارمان می باشد که به منظور ارتقاء سطح شادی و بهبود کیفیت زندگی مردمانش، وزارت خانه شادی و بردباری ایجاد کرده است که هدف اصلی آن ایجاد برنامهها و سیاستهایی است که به رفاه و شادمانی عمومی کمک کند.
اکنون در حالی که تورم نفسگیر هر روز سفرههای کوچکتر و چهرههای خستهتر را رقم میزند، به تازگی حقوق کارگران افزایش یافته و مبلغ جدید برای حداقل حقوق کارگران در سال ۱۴۰۴ برابر با ۱۰ میلیون و ۳۹۱ هزار تومان تعیین شده است. این تصمیم در حالی گرفته شده که به نظر میرسد دستمزد کارگران به شدت پایینتر از استانداردهای جهانی است و به ویژه با توجه به تورم بالا در کشور، این حقوق به سختی میتواند پاسخگوی نیازهای اولیه کارگران باشد، دستمزدهایی که ماهها پیش از تورم عقب ماندهاند.
اضطراب دائمی از تأمین هزینهها، افسردگی ناشی از ناامیدی نسبت به آینده و احساس بیارزشی به دلیل ناتوانی در تأمین یک زندگی حداقلی برای خانواده، میان کارگران بیداد میکند.
نتیجه این شرایط، افزایش آمار افسردگی، خودکشی، اعتیاد و فروپاشی خانواده و … است.
ناگفته پیداست؛ فقر اثر منفی بر شادکامی دارد، اما بهبود توزیع درآمد شادی را افزایش می دهد.
رییس سازمان اورژانس کشور در روزهای پایانی سال ۱۴۰۳ و در یک نشست خبری اعلام کرد که در بازار تهران نیروهای اورژانس پیاده داریم تا اگر کسی با دیدن قیمتها سکته کرد، بتوانیم فرد را احیا کنیم! این یک طنز تلخ نیست و واقعیتی غمگین است.
شادی موجب پویایی بیشتر ذهن، شکوفا شدن استعداد، طول عمر بیشتر، کارکرد بهتر، تولید و بهره وری بیشتر و در نتیجه اشتغال بیشتر و اقتصادی سالم تر می شود. لذا شناسایی عوامل موثر بر شادی اولین گام برای دستیابی به شادی بیشتر در جامعه محسوب می شود.
چندین عامل میتواند توضیح دهد که چرا مردم ایران در مقایسه با سایر کشورها کمتر شاد هستند؟
*وضعیت اقتصادی: مشکلات اقتصادی از جمله تورم بالا، بیکاری، و کاهش قدرت خرید، تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی مردم دارد. فشارهای مالی و دغدغههای روزمره برای تأمین نیازهای اساسی میتواند رضایت از زندگی را کاهش دهد.
*تحریمهای بینالمللی: تحریمهای اقتصادی که بر بسیاری از جنبههای زندگی روزمره تأثیر گذاشته، موجب شده است که ایران از دسترسی به بسیاری از منابع اقتصادی و تکنولوژیکی محروم باشد. این وضعیت مشکلات اجتماعی و اقتصادی را افزایش داده است.
*ناامیدی و فشارهای اجتماعی: عدم اطمینان از آینده، نارضایتی از وضع موجود و فشارهای اجتماعی و فرهنگی نیز میتوانند منجر به احساس اضطراب و عدم شادی در مردم شود. خلاصه کلام اینکه سلامت روان افراد جامعه را آسیب می زند.
*نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی: شکافهای اجتماعی و اقتصادی، نابرابری در دسترسی به فرصتها و منابع و تبعیضهای موجود در جامعه میتواند به احساس بیعدالتی و نارضایتی از زندگی منجر شوند.
در نهایت، ترکیبی از این عوامل میتواند توضیح دهد که چرا رتبه ایران در گزارشهای جهانی شادترین مردم، معمولاً درردههای پایینتر قرار دارد.
به این موضوع باید توجه کنیم که شادی یک مقوله چندبُعدی است و نیاز به برنامهریزی جامع و مستمر دارد. چنانچه دولت بتواند شرایط رفاهی، امکانات اجتماعی، عدالت اقتصادی و خدمات عمومی را بهبود بخشد، سطح شادی مردم ایران نیز افزایش خواهد یافت.
و در پایان:چند وقت پیش از کنار مغازه “خوشحالی فروشی” در یکی از خیابانهای تهران عبور می کردم، صاحب مغازه این نام را بر سر در کسب و کارش حک کرده بود، شما هم فکر می کنید؛ شادی فروختنی است؟!
ثبت دیدگاه