به گزارش گفتمان زاگرس: دانشگاه علوم پزشکی صرفاً نهادی برای تربیت پزشک و متخصص نیست؛ بلکه مجموعهای گسترده با معاونتهای تخصصی، مراکز آموزشی، پژوهشی، درمانی و بهداشتی است که در کنار آموزش و تحقیقات، مسئولیت خطیر صیانت از سلامت، بهداشت و درمان مردم را بر عهده دارد؛ مسئولیتی که بیتردید حیاتیترین نیاز امروز جامعه محسوب میشود.
از همین رو، این مجموعه علاوه بر آنکه بزرگترین سیستم آموزشی، اداری و خدماتی استان به شمار میآید، یکی از حساسترین و اثرگذارترین نهادها در زندگی مردم نیز هست؛ نهادی که هر تصمیم، هر انتصاب و هر خطای مدیریتی در آن، میتواند مستقیماً بر جان و سلامت شهروندان اثر بگذارد.
بر همین اساس، مدیریت چنین دستگاهی باید با نهایت دقت، تخصص، سلامت و مسئولیتپذیری همراه باشد. دانشگاه علوم پزشکی نباید هرگز از مسیر حرفهای و تخصصی خود منحرف شود، در دام بازیهای سیاسی گرفتار آید یا به ورطه فسادهای مدیریتی و رانتخواری سقوط کند.
چراکه گستردگی خدمات، حجم بالای اعتبارات، گردش مالی قابل توجه و ارتباط مستقیم با حوزههای حساس درمان، غذا و دارو، اگر با نظارت مؤثر همراه نباشد، میتواند زمینهساز شکلگیری فسادهایی شود که علاوه بر تضییع حقوق عمومی، این مجموعه را از رسالت اصلی خود یعنی تأمین سلامت مردم دور سازد.
متأسفانه آنچه در سالهای اخیر در دانشگاه علوم پزشکی ایلام رخ داده، نشان میدهد این نگرانیها چندان هم بیدلیل نبوده است. ضعف در مدیریت، بیتوجهی به اهمیت جایگاه این دستگاه و غلبه برخی نگاههای غیرتخصصی، زمینه بروز انحرافاتی را فراهم کرده که در کنار ایجاد بسترهای فساد و رانت، اصل سلامت جامعه را نیز با چالش روبهرو ساخته است.
نمونههای این وضعیت را میتوان در رخدادهای تلخ اخیر استان مشاهده کرد؛ از مرگهای متعدد در بیمارستانها و جانباختن مادران باردار گرفته تا از دست رفتن جان بیماران در آمبولانسهای فرسوده و معیوب؛ اتفاقاتی که دیگر نمیتوان آنها را صرفاً مجموعهای از خطاهای پراکنده دانست.
اگر بخواهیم ریشه این حجم از ناکارآمدی را واکاوی کنیم، باید پذیرفت که در زیر پوست دانشگاه علوم پزشکی، رفتارها و رویههایی شکل گرفته که زمینهساز انحرافاتی شدهاند؛ انحرافاتی که در نهایت، سلامت و جان مردم را هدف گرفتهاند.
در همان مجموعهای که بودجههای اختصاصیافته برای نوسازی ناوگان اورژانس، در هیاهوی روزهای جنگ، سر از جیب افرادی درآورد که امروز در قالب شبکهای ۱۲ نفره برای تفهیم اتهام راهی راهروهای دادگاه شدهاند، طبیعی است که اعتماد عمومی نیز آسیب ببیند.
در همان ساختار، آمبولانس اورژانسی که باید در خدمت نجات جان بیماران باشد، به خودرویی برای طبیعتگردی و آفرود برخی افراد در بدنه دستگاه تبدیل میشود؛ روایتی که اگر صحت آن اثبات شود، تنها یک تخلف اداری نیست، بلکه نمادی از وارونگی اولویتها و فاصله گرفتن از فلسفه وجودی این مجموعه است.
بیتردید اگر در همان زمان طلایی، با تخلفات مالی برخی مسئولان برخورد قاطع صورت میگرفت و دست مدیر یا مسئول مالی متخلف از جابهجایی میلیاردها تومان منابع عمومی کوتاه میشد، امروز نه مجالی برای شکلگیری شبکههای فساد مالی فراهم میشد و نه بیماری به دلیل خرابی آمبولانس اورژانس جان خود را از دست میداد.
شاید اگر دستگاههای مدیریتی و نظارتی دانشگاه نسبت به تخلفات حساسیت بیشتری نشان میدادند، امروز شاهد جابهجایی اعضای کمیسیون صدور مجوز به دلیل صدور مجوز غیرقانونی برای داروخانه شبانهروزی یک درمانگاه خصوصی متعلق به یکی از مدیران دانشگاه نبودیم.
شاید اگر اهمیت این دستگاه برای همگان روشن بود، مدیران آن متناسب با حساسیت جایگاهشان و بر پایه تخصص، شایستگی، پاکدستی و تعهد انتخاب میشدند، نه بر اساس روابط، ملاحظات جناحی و معاملات سیاسی؛ و مهمتر از همه، اگر مدیریت ارشد استان در مقاطع حساس اقتدار مدیریتی خود را اعمال میکرد و در برابر تصمیمهای محل تردید مدیریت دانشگاه کوتاه نمیآمد، شاید هشدارها و توصیههای دلسوزان درباره انتقال بیمارستان تخصصی زنان و زایمان طالقانی به بیمارستان رازی نادیده گرفته نمیشد.
آیا این انتقال، صرفاً یک تصمیم مدیریتی بود یا زمینهساز شکلگیری رانتی جدید؟ رانتی که بر اساس آن، ساختمان بیمارستان طالقانی در اختیار معاونت درمان قرار گیرد و در مقابل، ساختمان فعلی این معاونت در یکی از گرانترین نقاط شهر، به سرمایهای ارزشمند برای کسانی تبدیل شود که از مدتها قبل در کمین چنین فرصتی نشستهاند؟
مخلص کلام آنکه آنچه امروز در زیر پوست دانشگاه علوم پزشکی ایلام میگذرد، بیش از هر چیز حاصل یک کژفهمی از مفهوم مدیریت و در امتداد آن، محصول سوءمدیریتی است که در سالهای اخیر بر بخشی از ساختار اجرایی استان سایه افکنده است؛ از مدیریت سیاسی در رأس هرم گرفته تا تأثیرپذیری سایر ارکان مدیریتی از همان رویکرد.
تا زمانی که این نگاه اصلاح نشود، شایستهسالاری جایگزین مصلحتاندیشیهای سیاسی نگردد، نظارت واقعی بر مدیریت اعمال نشود و سلامت اداری به مطالبهای جدی تبدیل نشود، بعید است تغییری اساسی در وضعیت موجود رخ دهد؛ و همچنان، این در بر همان پاشنه خواهد چرخید.





ثبت دیدگاه