به گزارش گفتمان زاگرس، اشتباهات استراتژیک سیاسی و نظامی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، چه در دوره نخست (۲۰۱۷) و چه در دوره دوم (۲۰۲۵) در قبال ایران، نه تنها برای او دستاوردی به همراه نداشت، بلکه هر بار به پشیمانی و عبرتی تلخ برای او و کاخ سفید انجامید.
ترامپ با تکیه بر محاسبات غلط و برآوردهای سطحی از ساختار قدرت در ایران، تصور میکرد که با حذف فیزیکی فرماندهان و رهبران میتواند اراده ملت ایران را در هم بشکند، اما هر بار با واکنشی خیرهکننده از سوی مردم و جبهه مقاومت مواجه شد که تمام معادلات او را به هم ریخت.
نخستین اشتباه بزرگ ترامپ در ۱۳ دی ماه ۱۳۹۸، با ترور سردار حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، رقم خورد. او در بیانیهای وقیحانه پس از این جنایت، اقدام خود را در راستای برقراری صلح در جهان و پایان دادن به جنگها اعلام کرد و مدعی شد که این یک ترور بازدارنده است. اما واقعیت کاملاً متفاوت بود؛ این ترور نه تنها بازدارندگی برای آمریکا به همراه نداشت، بلکه باعث اتحاد بیسابقه در داخل ایران و همافزایی نیروهای مقاومت در منطقه شد.
ترامپ پس از شش سال هنوز در سخنرانیهای خود از این اقدام به عنوان یک دستاورد یاد میکند، اما به خوبی میداند که با این کار، آتش خشم ملتی را شعلهور کرده که هرگز آن را فراموش نخواهد کرد.
سومین مراسم پرجمعیت تاریخ بشریت به پاسداشت سردار شهید قاسم سلیمانی اختصاص یافت؛ مراسمی که برآوردها از حضور حدود هفت میلیون نفر در آن حکایت دارد. این حضور عظیم نه تنها در ایران، بلکه در عراق و دیگر کشورهای منطقه نیز بازتاب یافت، جاییکه مردم به پاس نقش کلیدی او در نبرد با داعش و دفاع از حرمهای اهل بیت (ع)، به خیابانها آمدند.
این مراسم پیامی روشن به ترامپ و همه دشمنان ایران فرستاد: مردم ایران با شهادت فرماندهان خود، نه تنها دچار تزلزل نمیشوند، بلکه متحدتر از همیشه به صحنه میآیند و از آرمانهای خود دفاع میکنند.
دومین اشتباه استراتژیک ترامپ، که به مراتب فاجعهبارتر از اولی بود، به ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، آیتالله خامنهای، مربوط میشود. ترامپ و تیم امنیتیاش تصور میکردند که با این اقدام، همه چیز برای آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام شده و ایران وارد هرج و مرج و فروپاشی خواهد شد. اما محاسبات غلط او بار دیگر تکرار شد؛ ایران نه تنها با شهادت رهبر عظیمالشأن خود دچار گسستگی نگردید، بلکه با اتحادی باورنکردنی و تاریخی مواجه شد که تمام سناریوهای دشمن را مانند کوهی از یخ بر سرشان فرو ریخت.
دشمنی که در برنامهریزیهای خود پیشبینی کرده بود طی سه روز با ترور رهبر و فرماندهان، نابودی مراکز نظامی و جنگخیابانی، همه چیز را پایان دهد، اما با جنگ ۴۰ روزه و مقاومت جانانه مردم و نیروهای مسلح ایران روبرو شد و در نهایت مجبور به مذاکره برای پایان دادن به این نبرد نابرابر شد.
پس از چهار ماه از ترور رهبر شهید ایران و حمله نظامی گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک کشور، جهان شاهد تشییع باشکوه پیکر مطهر این رهبر بزرگ بر دستان میلیونی ایرانیان بود. رسانههای خارجی که پیشتر هرگز به حضور عظیم مردم در چنین مراسمی اعتراف نمیکردند، این بار به طور مشترک و هماهنگ به این واقعیت اذعان کردند.
فایننشیال تایمز تعداد حاضر در تشییع را ۱۲ میلیون، العهد ۱۵ میلیون، والاستریت ژورنال ۲۰ میلیون و گاردین نیز مجموع جمعیت حاضر در برنامههای وداع، تشییع و تدفین را ۳۰ میلیون نفر تخمین زدند. این آمار، که تنها مختص ایران بود، نشان از عشق و ارادت بینظیر ملت به رهبر خود داشت و سیلی محکمی بر صورت معماران این جنایت بود.
این شکوه و عظمت تنها به ایران محدود نشد؛ کشور عراق نیز با تعطیلی سراسری و حضور میلیونی مردم خود در مراسم تشییع و بزرگداشت رهبر شهید ایران، بار دیگر وفاداری خود به جبهه مقاومت را به نمایش گذاشت. میلیونها عراقی با پای پیاده و با شور و اشتیاقی کمنظیر در این مراسم شرکت کردند تا نشان دهند که خون شهدا، نه تنها ایران، بلکه تمام امت اسلامی را به هم پیوند داده و نقشههای شوم استکبار را نقش بر آب کرده است.
این رویداد تاریخی، درس بزرگی برای تمام جهان بود که اراده یک ملت، حتی در برابر قدرتمندترین ارتشها و پیچیدهترین توطئهها، شکستناپذیر است.





ثبت دیدگاه