به گزارش گفتمان زاگرس: اربعین دیگر یک رویداد صرفاً مذهبی نیست؛ بزرگترین عملیات جابهجایی زمینی جمعیت در کشور است.
میلیونها زائر در بازهای کوتاه راهی مرزهای غربی میشوند و موفقیت این عملیات، بیش از هر چیز به ظرفیت شبکه حملونقل وابسته است. از همین رو، هرگونه ضعف در یک محور ارتباطی میتواند کل شبکه را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، در میان همه مسیرهای منتهی به مرز مهران، یک محور سالهاست کمتر از آنچه شایسته آن است مورد توجه قرار گرفته؛ محور پل سیمره–شباب–مهران؛ مسیری که در عمل، شریان اصلی انتقال زائران استانهای مرکزی، شرق و شمال شرق کشور به مهمترین مرز زمینی اربعین است.
آنچه این محور را از سایر مسیرها متمایز میکند، صرفاً حجم تردد نیست؛ بلکه جایگاه آن در هندسه ترافیکی کشور است. اگر نقشه سفر زائران اربعین بهدقت بررسی شود، مشخص میشود که هر مرز و هر محور، حوزه نفوذ خاص خود را دارد.
زائران شمال غرب و غرب کشور در طول مسیر، میان مرزهای مختلفی همچون خسروی، باشماق، تمرچین و مهران توزیع میشوند. همچنین بخش قابل توجهی از زائران استانهای جنوبی نیز از مرزهای خوزستان استفاده میکنند یا از مسیر دهلران وارد عراق میشوند؛ بنابراین بار ترافیکی این مناطق میان چند کریدور تقسیم میشود.
اما برای استانهای خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، اصفهان، یزد، کرمان، قم، مرکزی، لرستان و بخشی از تهران، شرایط متفاوت است.
مقصد غالب این استانها مرز مهران است و طبیعیترین و کوتاهترین مسیر دسترسی آنان، محور پل سیمره–شباب–مهران است. به بیان دیگر، این جاده نه یک مسیر فرعی، بلکه شاهراه اتصال بخش بزرگی از ایران به مرز مهران است.
با وجود چنین نقشی، این محور هنوز در بخشهایی بهصورت دوخطه، باریک و دارای نقاط حادثهخیز باقی مانده است.
این تناقض آشکار میان «اهمیت ملی» و «سطح زیرساخت» پرسشی جدی را پیش روی متولیان حملونقل قرار میدهد: چگونه ممکن است مسیری که سالانه پذیرای حجم عظیمی از زائران است، همچنان از استانداردهای لازم برخوردار نباشد؟
واقعیت آن است که توسعه زیرساختهای اربعین نباید تنها به ایجاد پارکینگ، پایانه مرزی یا افزایش امکانات خدماتی در مهران محدود شود.
گره اصلی، کیلومترها پیش از رسیدن زائر به مرز شکل میگیرد؛ جایی که کاهش عرض جاده، نبود مسیرهای ایمن سبقت، تقاطعهای ناایمن و ظرفیت محدود مسیر، ترافیکهای سنگین و گاه تصادفات تلخ را رقم میزند.
نگاه سنتی به پروژههای راهسازی نیز نیازمند بازنگری است. اولویتبندی پروژهها باید بر اساس حجم واقعی تقاضای سفر انجام شود، نه صرفاً تقسیمات استانی یا ملاحظات اداری. هرجا بیشترین جریان تردد وجود دارد، همانجا باید نخستین مقصد اعتبارات عمرانی باشد.
بر این اساس، چهارخطه کردن کامل محور پل سیمره–شباب–مهران، حذف نقاط حادثهخیز، اصلاح شیبها و پیچهای خطرناک و افزایش ظرفیت این مسیر، نه یک مطالبه محلی، بلکه یک ضرورت ملی است.
از سوی دیگر، توسعه این محور فقط به اربعین محدود نمیشود. این مسیر یکی از کریدورهای مهم ارتباطی استان ایلام است و ارتقای آن میتواند در رونق تجارت مرزی، توسعه گردشگری، کاهش هزینههای حملونقل و تسهیل دسترسی به منطقه آزاد مهران نیز نقشآفرین باشد.
به بیان دیگر، هر ریالی که در این محور سرمایهگذاری شود، تنها برای چند هفته اربعین هزینه نشده، بلکه سرمایهگذاری بلندمدتی برای اقتصاد و امنیت حملونقل غرب کشور خواهد بود.
امروز اگر سیاستگذاران به دنبال مدیریت هوشمند ترافیک اربعین هستند، باید نگاه خود را از «مدیریت بحران» به «پیشگیری از بحران» تغییر دهند.
توسعه این محور، اقدامی پیشگیرانه است که میتواند از شکلگیری گرههای ترافیکی، افزایش تصادفات و نارضایتی میلیونها زائر جلوگیری کند.
مرز مهران همچنان مهمترین دروازه زمینی ایران به عتبات عالیات است؛ اما این جایگاه زمانی حفظ خواهد شد که مسیرهای منتهی به آن نیز متناسب با این نقش توسعه یابند.
محور پل سیمره–شباب–مهران دیگر یک جاده استانی نیست؛ این مسیر، شریان حیاتی اتصال بخش بزرگی از ایران به مهمترین مرز اربعین است.
هر سال تأخیر در توسعه آن، یعنی تکرار همان مشکلاتی که بارها تجربه شده و همچنان برای رفع آن تصمیمی درخور اتخاذ نشده است.