به گزارش گفتمان زاگرس: مرز مهران در این روزهای پایانی صفر، نفسنفس میزند؛ نه از گرما، که از انبوه جمعیتی که با پای پیاده و چشمانی بارانی، خود را به آستانِ عشق میرسانند. این نقطه از خاک ایران، این روزها دیگر صرفاً یک معبر نیست؛ او پایتختِ عاشقانِهای شده که زائرانِ حسینی، از هر قوم و مذهب، در آن گرد میآیند تا ارادتِ خود را به سیدالشهدا (ع) به نمایش بگذارند.
اما در میان این دریای سیاهپوشان، یک حضور، رنگ و بویی دیگر دارد؛ حضور زنانی و مردانی از دیارِ ترکمنهای اهلسنت، که نه برای تماشا، که برای خدمت آمدهاند.
بر لبهٔ موج جمعیت، خیمههایی برپاست که با نمادهای قومِ ترکمن، جلوهای از فرهنگِ غنیِ این مردم را به تصویر کشیدهاند. پنج یا شش نفر، اما دلی پر از عشق؛ آنهم عشقی که نه دین را مرز میشناسد و نه مذهب را.
پای در این مسیر بگذاری، هزاران کیلومتر فاصله در برابرِ یک قدمِ عاشقانه، رنگ میبازد. حسین (ع) همان مغناطیسِ روحی است که اگر شیعه باشی یا سنی، اگر اهلِ ترکمن باشی یا فارس، تو را بهسوی خود میکشاند و در اینجا، در مرزِ مهران، این مغناطیس، مرزها را درهم شکسته است.
مسئولِ این موکب از دلِ استانِ گلستان، در گفتوگویی صمیمی با خبرنگارِ ما، از حضورِ پنجسالهشان در این مسیر گفت: ما از ۱۳ روز پیش از اربعین، چادرهای عشق را در مرزِ مهران برافراشتهایم تا کنارِ دیگر خادمان، توفیقِ خدمت به عاشقانِ اباعبدالله را پیدا کنیم.»
او از نصبِ دو نمادِ فرهنگیِ قومِ ترکمن در موکب میگوید؛ نشانههایی برای معرفیِ هویتِ این دیار، اما پشتِ این نمادها، پیامی بزرگتر نهفته است: ما اینجا هستیم تا به جهانیان نشان دهیم وحدت، افسانهای نیست که فقط در کلام بگنجد؛ بلکه در عمل، آنجا که دل برای حسین (ع) میتپد، مذهب رنگ میبازد و عشق به اهلبیت (ع)، همه را به هم پیوند میزند.
این مسئول، با اشاره به ارادتِ دیرینهٔ ترکمنها به خاندانِ عصمت و طهارت، تأکید کرد: شاید در فرهنگِ ما رسمِ سینهزنی نباشد، اما محبت به امامِ حسین (ع) در رگهای ما جاری است. مردمِ ترکمن در محرم، با نذر و اطعام، با پختِ غذاهای سنتی و دستگیری از نیازمندان، عشقشان را به این امامِ همام اثبات میکنند. اینجا، مرزِ مهران، فقط یک موکب نیست؛ نمایشگاهی است از پیوندِ عمیقِ یک قوم با فرهنگِ عاشورا.
او حضورِ این گروه از اهلسنتِ گلستان در مرزِ مهران را نه یک اتفاق، که یک بیانیه خواند و گفت: دشمنان میخواهند میانِ ما تفرقه بیندازند، اما وقتی در این نقطهٔ ایران، ترکمنها، فارسها، لرها، کردها و بلوچها در کنارِ هم برای زائرانِ حسینی چادر میزنند و آب و آذوقه میدهند، این بزرگترین پاسخ به توطئههای شومِ آنان است. ملتِ ایران در عشق به اهلبیت (ع)، یکپارچه و متحد است.
او در پایان، با اشاره به رهنمودهای رهبرِ معظمِ انقلاب، ابراز داشت: ما تا آخرین لحظه، با تمام توان، در این مسیرِ نورانی خواهیم ایستاد تا ثابت کنیم خدمت به زائرانِ حسینی، نه یک شغل، که یک افتخار است.
در گوشهای دیگر از این موکب، بانویی ترکمن با چشمانی که از شوق میدرخشید، در گفتوگویی کوتاه، اما پراحساس به خبرنگارِ ما گفت: از چهارمِ محرم اینجاییم. مدتها آرزو داشتم که در این مسیر خدمت کنم و حالا این توفیق نصیبم شده. این افتخار هرکسی نیست، خوشحالیم که پرچمِ نظام را بالا نگه داشتهایم و مطیعِ امرِ رهبری هستیم.
برای همه دعا میکنیم؛ بیماران شفا بگیرند، حاجتمندان به آرزویشان برسند و خدا از ما راضی باشد. شاید اهلِ سنت در اینجا کمتر باشیم، اما دلهایمان برای حسین (ع) میتپد و حاجتمان را در همین قدمها میجوییم.
مرزِ مهران این روزها فقط گذرگاهی برای زائرانِ کربلا نیست؛ او آینهای تمامنما از همدلیِ ملی است. آنجا که عشق به حسین (ع) میانِ شیعه و سنی، ترکمن و فارس، مرزها را محو میکند، میتوان فهمید که ایران بزرگتر از آن است که در قالبِ مذهبها یا قومیتها بگنجد.
موکبِ اهلسنتِ گلستان، با آن خیمههای کوچک، اما دلبزرگش، یک پیامِ روشن برای تمامِ جهان صادر میکند: «ما در سایهٔ ولایت و در مسیرِ عاشورا، متحد و استوار خواهیم ماند، تا دشمن بداند که این وحدت، تسخیرناپذیر است.