پنج ابهام اساسی درباره انتقال بیمارستان تخصصی طالقانی به بیمارستان رازی ایلام
19 تیر 1405 - 11:14
بازدید 17
0
بی‌تردید هر تصمیمی که بر پایه مطالعات علمی، مستندات فنی و منافع عمومی اتخاذ شود، شایسته حمایت است؛ اما بررسی ابعاد مختلف این تصمیم، همچنان پرسش‌ها و ابهاماتی را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد که انتظار می‌رود دانشگاه علوم پزشکی ایلام برای آنها پاسخ‌های روشن، مستدل و اقناع‌کننده ارائه کند.
نویسنده : فاطمه عباسی
پ
پ

به گزارش گفتمان زاگرس در پی انتقاد رسانه‌های استان نسبت به تصمیم دانشگاه علوم پزشکی ایلام مبنی بر انتقال خدمات بیمارستان تخصصی زنان و زایمان طالقانی به بیمارستان رازی، این دانشگاه در پاسخیه‌ای اعلام کرد که این تصمیم، «علمی، کارشناسی و مبتنی بر استاندارد‌های وزارت بهداشت» بوده و با هدف ارتقای کیفیت خدمات، افزایش ایمنی مادران و نوزادان، استفاده بهینه از ظرفیت‌های درمانی استان و بر اساس مطالعات کارشناسی از سال ۱۴۰۱ در دستور کار قرار گرفته است.

بی‌تردید هر تصمیمی که بر پایه مطالعات علمی، مستندات فنی و منافع عمومی اتخاذ شود، شایسته حمایت است؛ اما بررسی ابعاد مختلف این تصمیم، همچنان پرسش‌ها و ابهاماتی را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد که انتظار می‌رود دانشگاه علوم پزشکی ایلام برای آنها پاسخ‌های روشن، مستدل و اقناع‌کننده ارائه کند.

نخست؛ حذف یک بیمارستان تخصصی و پیامد‌های بودجه‌ای آن

بیمارستان تخصصی طالقانی یک مرکز درمانی مستقل با ردیف بودجه اختصاصی است. در صورت حذف شخصیت مستقل این بیمارستان و تبدیل آن به بخشی از بیمارستان رازی، بدیهی است که ردیف بودجه مستقل آن نیز از بین خواهد رفت. پرسش اینجاست که آیا کاهش یک ردیف بودجه درمانی مستقل، آن هم در استانی که همواره با محدودیت منابع درمانی مواجه بوده، به معنای کاهش ظرفیت مالی و اعتباری حوزه سلامت ایلام نخواهد بود؟ آیا این تصمیم در بلندمدت به تضعیف سهم استان از اعتبارات درمانی منجر نمی‌شود؟

دوم؛ استناد به فرسودگی ساختمانی تا چه اندازه مستند است؟

یکی از دلایل مطرح‌شده از سوی دانشگاه، فرسودگی ساختمان بیمارستان طالقانی است. این در حالی است که این بیمارستان در سال ۱۳۸۰ احداث شده و پس از بیمارستان رازی، یکی از جدیدترین مراکز درمانی استان محسوب می‌شود. اگر واقعاً ساختمان این مرکز از نظر فنی فرسوده و فاقد استاندارد‌های لازم است، انتظار می‌رود گزارش‌های کارشناسی، نتایج ارزیابی‌های فنی و مستندات مربوط به عدم ایمنی ساختمان به صورت شفاف در اختیار افکار عمومی قرار گیرد؛ در غیر این صورت، استناد به فرسودگی بنا نمی‌تواند به تنهایی توجیه‌کننده حذف یک بیمارستان تخصصی باشد.

سوم؛ سرنوشت ردیف‌های سازمانی و ظرفیت‌های انسانی

حذف یک بیمارستان مستقل و تبدیل آن به یک بخش تخصصی، صرفاً یک جابه‌جایی فیزیکی نیست؛ بلکه آثار اداری، استخدامی و سازمانی قابل توجهی نیز به دنبال دارد. بر اساس ضوابط ساختار تشکیلاتی، حذف یک مرکز مستقل می‌تواند بر ردیف‌های سازمانی، پست‌های مدیریتی و ظرفیت‌های استخدامی آن اثرگذار باشد. دانشگاه علوم پزشکی باید به طور شفاف اعلام کند که این تغییر ساختاری چه تأثیری بر آینده ردیف‌های سازمانی، فرصت‌های استخدامی و توسعه منابع انسانی حوزه سلامت استان خواهد داشت.

چهارم؛ تکلیف مرکز درمان ناباروری چه خواهد شد؟

در مجاورت بیمارستان طالقانی، با صرف اعتبارات قابل توجه، مرکز تخصصی درمان ناباروری احداث شده است؛ مجموعه‌ای که فلسفه وجودی آن، هم‌افزایی و ارتباط مستقیم با بیمارستان تخصصی زنان و زایمان است. با انتقال خدمات زنان و زایمان، این پرسش مطرح می‌شود که آیا کارکرد این مرکز تخصصی دچار اختلال نخواهد شد؟ آیا برای حفظ پیوستگی خدمات درمان ناباروری، برنامه مشخصی تدوین شده یا این مجموعه نیز در آینده مشمول جابه‌جایی خواهد شد؟

پنجم؛ چالش‌های دسترسی و مخاطرات جغرافیایی

بیمارستان رازی به دلیل موقعیت جغرافیایی، فاصله از مرکز شهر، شرایط جاده دسترسی و ویژگی‌های توپوگرافی منطقه، همواره با محدودیت‌هایی در دسترسی مواجه بوده است. انتقال تنها بیمارستان تخصصی زنان و زایمان از قلب شهر به این مجموعه، به طور طبیعی این محدودیت‌ها را به خدمات حیاتی مادران باردار نیز منتقل خواهد کرد.

پرسش اساسی این است که آیا برای شرایط بحرانی، به‌ویژه در فصل زمستان که مسیر دسترسی به بیمارستان رازی گاه به دلیل بارش برف و یخبندان با اختلال مواجه می‌شود، تمهیدات لازم اندیشیده شده است؟ اگر آمبولانس حامل مادر باردار یا بیمار اورژانسی در چنین شرایطی با تأخیر یا انسداد مسیر مواجه شود، مسئولیت پیامد‌های احتمالی آن بر عهده چه نهادی خواهد بود؟ آیا پیش از اتخاذ این تصمیم، ارزیابی جامع ریسک و سناریو‌های مدیریت بحران انجام شده است؟

در نهایت، دانشگاه علوم پزشکی ایلام باید بپذیرد که رسانه‌ها نمایندگان افکار عمومی هستند و رسالت ذاتی آنها، نقد، مطالبه‌گری و نظارت بر تصمیماتی است که مستقیماً با حقوق عمومی و سلامت شهروندان ارتباط دارد. نقد یک تصمیم، به معنای تقابل با یک دستگاه اجرایی نیست؛ بلکه تلاشی برای شفاف‌سازی، افزایش پاسخگویی و جلوگیری از بروز پیامد‌های ناخواسته است.

از همین رو انتظار می‌رود دانشگاه، به جای اکتفا به انتشار یک جوابیه کلی، مستندات کارشناسی، ارزیابی‌های اقتصادی، مطالعات امکان‌سنجی، گزارش‌های فنی و تحلیل‌های مدیریت بحران مرتبط با این تصمیم را در معرض افکار عمومی قرار دهد تا جامعه بتواند درباره ضرورت و آثار این جابه‌جایی قضاوتی مبتنی بر شواهد داشته باشد. در موضوعی که مستقیماً با جان مادران، نوزادان و آینده نظام سلامت استان گره خورده است، شفافیت، پاسخگویی و اقناع افکار عمومی، بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند تصمیم‌گیری علمی محسوب می‌شود.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.