15 مهر 1405 - 20:26
بازدید 16
♥1
دانش‌آموز، سرباز نیست؛ کودک و نوجوانی است که باید مدرسه را خانه دوم خود بداند.دانش‌آموز در حساس‌ترین مقطع شکل‌گیری شخصیت و جهان‌بینی خود قرار دارد. روح او لطیف است و محیط آموزشی باید برایش سرشار از امنیت، آرامش، امید، نشاط و انگیزه باشد؛ محیطی که کودک با اشتیاق وارد آن شود، نه اینکه با ترس و نگرانی از آن عبور کند.
نویسنده : علی اصغر اسدی
پ
پ

گفتمان زاگرس علی اصغر اسدی: چند روز پیش خبری در فضای مجازی با این مضمون خواندم که در برخی مناطق کشور، از دانش‌آموزان خواسته شده است برای شرایط اضطراری، پلاک شناسایی تهیه کنند. در ابتدا تصور کردم شاید با یکی از همان شایعاتی مواجهیم که گاه در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شوند و ارزش پرداختن ندارد؛ اما امروز یکی از بستگانم از شهری خارج از استان همین موضوع را مطرح کرد و پس از آن نیز یکی دو مورد مشابه از تهران به گوشم رسید. تعدد این گزارش‌ها باعث شد نتوانم به سادگی از کنار موضوع عبور کنم؛ به‌ویژه آنکه اگر چنین تصمیمی در شرایط فعلی در برخی مناطق در حال اجرا یا پیگیری باشد، موضوع صرفاً یک اقدام اداری نیست، بلکه می‌تواند تبعات روانی و اجتماعی قابل توجهی برای دانش‌آموزان و خانواده‌های آنان داشته باشد.

به همین دلیل است که در نظام‌های آموزشی مختلف، متناسب با سن و نیازهای روانی کودکان، تلاش می‌شود آموزش با عناصر جذاب کودکانه، نشاط، بازی، شعر، هنر و فعالیت‌های اجتماعی درآمیخته شود تا مدرسه برای دانش‌آموز به محیطی امن و دوست‌داشتنی تبدیل شود. حالا این سؤال جدی مطرح است: وقتی دانش‌آموز در بدو ورود به مدرسه با پلاکی مواجه می‌شود که ماهیت آن یادآور پلاک شناسایی اجساد در میدان جنگ است، قرار است چه پیامی دریافت کند؟ پلاک شناسایی، در ذهن جامعه با شرایطی همچون جنگ، احتمال مرگ و شناسایی پیکر قربانیان گره خورده است. بنابراین اگر چنین مفهومی را در ابتدای سال تحصیلی به کودک و نوجوان منتقل کنیم، به جای آنکه به او بگوییم «مدرسه محل رشد و ساختن آینده توست»، ناخواسته بخشی از ذهن او را با این پرسش درگیر می‌کنیم که: اگر جنگ شود، چه بر سر من خواهد آمد؟ این فقط یک پلاک نیست؛ یک پیام روانی است.

پیامی که می‌تواند آینده را برای کودک مبهم، ناامن و اضطراب‌آور جلوه دهد؛ آن هم در شرایطی که خانواده‌ها خود با ده‌ها دغدغه اقتصادی، معیشتی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و بسیاری از والدین برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای فرزندانشان با مشکلات جدی مواجه‌اند. آیا واقعاً منطقی است در چنین شرایطی، نگرانی دیگری نیز به فهرست دغدغه‌های آنان اضافه کنیم و خانواده‌ها را وادار کنیم روز و شب درباره امنیت و آینده فرزندشان نگران باشند؟ از آموزش و پرورش انتظار می‌رود پیش از هر تصمیمی، یک پرسش ساده را مطرح کند: این تصمیم چه اثری بر روان دانش‌آموز خواهد گذاشت؟ زیرا آموزش صرفاً انتقال کتاب و درس نیست. امنیت روانی، احساس تعلق، امید به آینده و آرامش ذهنی، بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند یادگیری است. دانش‌آموز مضطرب، بیش از آنکه ذهنش درگیر ریاضی، ادبیات، علوم یا آینده تحصیلی باشد، درگیر پرسش‌هایی درباره امنیت خود و خانواده‌اش خواهد بود.

در چنین شرایطی، آیا می‌توان انتظار داشت دانش‌آموزی که با یک نماد مرتبط با جنگ و مرگ وارد مدرسه می‌شود، همان مدرسه را «خانه دوم» خود بداند؟ اگر احتمال جنگ جدی است، چرا راه‌حل باید پلاک باشد؟مسئله مهم‌تر از خود پلاک، نوع نگاه مدیریتی به شرایط است.اگر مسئولان واقعاً احتمال بروز شرایط جنگی را آن‌قدر جدی می‌دانند که لازم است دانش‌آموزان از هم‌اکنون ابزار شناسایی در شرایط مرگ و حادثه داشته باشند، آیا منطقی‌تر نیست که به جای تزریق اضطراب به میلیون‌ها دانش‌آموز و خانواده، از ظرفیت آموزش مجازی استفاده شود؟ در شرایط اضطراری، فناوری امکان ادامه آموزش را بدون حضور فیزیکی دانش‌آموز در محیط پرخطر فراهم کرده است. بنابراین میان «تحصیل» و «حضور فیزیکی در مدرسه» تفاوت وجود دارد. می‌توان آموزش را ادامه داد، بدون آنکه دانش‌آموز را در معرض شرایطی قرار داد که احتمال خطر جانی برای او وجود دارد.

نمونه‌هایی از این رویکرد را نیز می‌توان در برخی کشورهای منطقه مشاهده کرد؛ از جمله عربستان سعودی که بنا بر گزارش‌های منتشرشده، در مقاطعی از شرایط امنیتی، آموزش مدارس را به‌صورت مجازی دنبال کرده است. منطق چنین تصمیمی روشن است: وقتی شرایط محیطی برای حضور دانش‌آموز مناسب نیست، باید شیوه آموزش را تغییر داد، نه اینکه کودک را با شرایط ناامن سازگار کرد. موضوع دیگری که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته، پیامد اجتماعی چنین تصمیماتی است. وقتی خانواده‌ای احساس کند حضور فرزندش در مدرسه با احتمال خطر جانی همراه است، ممکن است در برابر یک انتخاب ناخواسته قرار گیرد:
از یک سو، ادامه تحصیل حضوری با نگرانی درباره امنیت فرزند؛ و از سوی دیگر، ماندن کودک در خانه و فاصله گرفتن از آموزش رسمی. در چنین شرایطی، طبیعی است که بخشی از خانواده‌ها گزینه دوم را انتخاب کنند.
این یعنی تصمیمی که قرار بوده برای «مدیریت شرایط اضطراری» گرفته شود، ممکن است خود به عاملی برای کاهش حضور دانش‌آموزان، افزایش اضطراب خانواده‌ها و آسیب به فرآیند آموزش تبدیل شود. دانش‌آموز، پلاک نمی‌خواهد؛ امنیت می‌خواهد،اگر قرار است برای شرایط اضطراری تدبیری اندیشیده شود، باید پیش از هر چیز به امنیت جسمی و روانی دانش‌آموز توجه کرد. پلاک شاید بتواند در یک شرایط فاجعه‌بار، هویت فرد را مشخص کند؛ اما هدف نظام آموزشی نباید از ابتدا آماده کردن دانش‌آموز برای شناسایی پس از حادثه باشد. هدف باید این باشد که اساساً دانش‌آموز در معرض آن حادثه قرار نگیرد.اگر شرایط کشور به‌گونه‌ای است که مسئولان احتمال وقوع جنگ یا ناامنی را جدی می‌دانند، راهکارهای پیشگیرانه، از جمله آموزش مجازی، می‌تواند بسیار کم‌هزینه‌تر و کم‌تنش‌تر از تزریق مفهوم مرگ و جنگ به ذهن کودکان باشد. دانش‌آموز باید با کیف و کتاب و دفتر و مداد وارد مدرسه شود؛ با رؤیای قبولی، دانشگاه، شغل، آینده و زندگی.
پلاک، نماد میدان جنگ است؛ مدرسه باید نماد زندگی و آینده باشد.بنابراین اگر احتمال جنگ آن‌قدر جدی است که تهیه پلاک برای دانش‌آموزان ضروری تلقی می‌شود، بهتر است مسئولان آموزش و پرورش به جای عادی‌سازی اضطراب و آماده‌سازی روانی کودکان برای مواجهه با مرگ، از هم‌اکنون آموزش مجازی را در دستور کار قرار دهند و بازگشت آموزش حضوری را به زمان بازگشت آرامش و امنیت موکول کنند. فرزندان این سرزمین بیش از هر چیز به امنیت، آرامش و امید به آینده نیاز دارند؛ نه پلاکی که هر بار بر گردنشان، احتمال یک آینده تلخ را به آنان یادآوری کند. دانش‌آموز پلاک نمی‌خواهد؛ آینده می‌خواهد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.