گفتمان ،علی اصغر اسدی ::موضوع حجاب زنان، یکی از پرچالشترین مسائل حکمرانی در ایران طی دهههای اخیر بوده است؛
موضوعی که از سیاستهای سختگیرانهای چون محدودیت حضور زنان کمحجاب در ادارات و بانکها تا برخوردهای خیابانی در قالب گشت ارشاد امتداد یافت و نهایتاً به اعتراضات گسترده و پرهزینه سال ۱۴۰۱ انجامید.
پس از آن نیز تصویب قانون حجاب و عفاف در مجلس و تعلیق اجرای آن از سوی دولت پزشکیان، نشان داد که حتی در سطح حاکمیت نیز درباره نحوه مواجهه با این مسئله اجماع روشنی وجود ندارد؛ هرچند جریانهای تندرو همچنان بر اجرای سختگیرانه آن اصرار میورزند.
با این حال، تحولات اجتماعی مسیر دیگری را رقم زده است.
در ماههای اخیر و همزمان با دو جنگ و بحران بزرگ منطقهای، حضور زنان بیحجاب و کمحجاب در تجمعات رسمی و حاکمیتی و انتشار تصاویر آنان از صداوسیمای جمهوری اسلامی، نشانهای از تغییر تدریجی واقعیت اجتماعی و حتی نوع مواجهه بخشی از حاکمیت با این پدیده بود.
مهمتر آنکه پس از اظهارات تند امام جمعه رشت علیه زنان بیحجاب و درخواست برای «جمع کردن بساط» آنان، برخلاف سالهای گذشته این بار واکنشهای تند و انتقادی از سوی برخی مداحان و روحانیون علیه او شکل گرفت؛
اتفاقی که نشان میدهد نگاه حذفی نسبت به زنان کمحجاب، دیگر حتی در میان نیروهای سنتی و مذهبی نیز اجماع سابق را ندارد.
اکنون کار به جایی رسیده که زنان کمحجاب حتی در مراسم مذهبی و هیئتها نیز جایگاهی برای خود پیدا کردهاند؛ واقعیتی که اگر سالها پیش با عقلانیت بیشتری و با پذیرش آنان بهعنوان بخشی از جامعه و نمود تنوع فرهنگی ایران دیده میشد، شاید امروز جامعه با این حجم از شکاف و گسست اجتماعی مواجه نبود.
حتی میتوان گفت بخشی از بستر ناآرامیها و بحرانهای سیاسی و اجتماعی سالهای اخیر، ریشه در همان مواجهه سختگیرانه با سبک زندگی نسل جدید داشت؛ وضعیتی که به تعبیر برخی، دشمنان خارجی را نیز به طمع فشار بیشتر بر ساختار حکمرانی ایران انداخت.
شاید اگر یک دهه پیش، نگاه غالب به زنان کمحجاب، شبیه همین رویکردهای معتدلتر امروز بود، اکنون شاهد بسیاری از تلخیها و بحرانهای فعلی نبودیم.