اخبار ویژه
| 5 ساعت قبل

جنگ فقط آوار و بمب نیست؛ قتلگاه فردا و امروز ماست!/اگر جای قالیباف ،عراقچی و دیگر عقلای نظام بودم !

گفتمان ؛علی اصغر اسدی::جنگ بود. هر روز و شب، صدای غرش هواپیماها. هر روز، خبر انفجار در گوشه ای از این سرزمین مخابره میشد و چهار ستون وجود آدم میلرزید. نه از ترس جان، که از ترس اینکه کدام فامیل، کدام دوست، کدام هموطن بی خانمان شده و زیر آوار مانده است.

جنگ حتی سایه اش سنگین است. کسب وکار تعطیل، چراغ آینده خاموش. حال و فردای ما را در کام تاریکی فرو می برد. تا دلت بخواهد درد و رنج می آفریند؛ کارخانه، فروشگاه و در یک کلام، زندگی را تعطیل می کند.

بله، رزمندگان ما در نیروهای مسلح جانانه ایستادند و چنان درسی به دشمن دادند که تا ابد در گوشه ذهنش حک شود: ایرانی کم نمی آورد و خاکش دست یافتنی نیست. اما جنگ، تقابل نابرابر با دشمنی تا دندان مسلح است که برای وجب به وجب این خاک، از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب، نقشه دارد.

هر بمبی که فرود می آید، یک ضربه به تپش قلب توسعه این کشور وارد می کند؛ کشوری که با هزاران سختی به اینجا رسیده است. مگر این پل ها، کارخانه ها، پادگانها، مقرها، کشتی ها و … یک شبه خلق شده اند؟ دل دوستدار ایران برای سوختن هرکدامشان آتش میگیرد و دود میشود.

حالا که فرزندان همین خاک—که خود از دل سوخته ها و جورکشیده های جنگ های تحمیلی برخاسته اند—بند پوتین هایشان را محکم بسته اند تا دوشادوش رزمندگان موشکی، دریایی و زمینی، سایه شرارتهای دشمن و شومِ جنگ را از سر ملت ایران دور کنند، کجایش بد است؟

آنهایی که این شب ها به بهانه مذاکره و توافق برای دور کردن شر دشمن (از سوی عقلای نظام) ژست مخالفت میگیرند، خوبی های جنگ را در کدام گوشه خالی مغزشان جا خوش کرده اند؟ مگر یادتان رفته با هر توییتِ آن آدم بی درد و شُلِ خرد، برای هدف گرفتن پل ها و نیروگاهها، دل چندین میلیون ایرانی خالی میشد؟

چرا کمترین توجهی به خواست مردم—یعنی زیستن در رفاه و آرامش، به دور از صدای انفجار و دود و گردوخاکِ فرو ریختن آشیانه هموطنانشان—ندارید؟ واقعاً آدم تعجب می کند از این همه دست و پا زدن برای ساختن روزهای سخت و نفسگیر برای ملتی که حقش خوب زیستن است.

همه ما دلمان برای ایران و ایرانی و چهارستون استوار این خاک میسوزد. اما اگر جای قالیباف و عراقچی و دیگر عقلای نظام بودم، دو دستی میز مذاکره را وا میگذاشتم و جایش بمب و موشک می چیدم تا ببینیم همین صداهایی که برای جنگیدن بلند است، چگونه تاب آوری ۹۰ میلیون نفر را زیر روزهای بی برقی، بیکاری و بی نانی تأمین میکنند؟!

البته که دو جنگ اخیر امسال مهمترین محکی بود برای کسانیکه در روزهای سخت ایران به کنجی خزیده بودند و هر بار در آرام شدن فضا، صدایشان بلند میشود.

یادتان باشد، آنچه ایران را با صلابت و محکم نگه داشت، نه هیاهوی سیاسیون، بلکه سنگر محکم رزمندگانی بود که به وحدت و یکپارچگی ایرانیان تکیه داشتند؛ همان وحدتی که امروز به وجه المصالحه بازی های سیاسی عده قلیلی بدل شده است.